خانه / آخرین اخبار / هیس او دیگر رفته است

هیس او دیگر رفته است

داستان زندگی همه ما پایانی خواهد داشت این همه جدل برای این اتفاق ها اشتباه است او نیست و دیگر در بین ما نخواهد بود از اوئ یادگاری به جا مانده که آن هم دیری نمیپاید از بین میرود این خواصیت روزگار است اتفاقی که دیر یا زود هر فردی تجربه خواهد کرد مردی که دیر زمانی است ممنوع التصویر است و روح او را آزردیم امروز دیگر بین ما نیست اما این همه هیاهو برای مردی که نیست عجیب است و بهتر است همه چیز به فراموشی سپرده شود در زندگیش به او لطفی نکردیم حال که مرده بر سر جنازه جنجال میکنیم زیاد عاقلانه نیست اما خاصیت ما انسان هاست  ناصر ملک‌مطیعی (زادهٔ فروردین ۱۳۰۹ تهران – درگذشتهٔ ۵ خرداد ۱۳۹۷ تهران) بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون ایرانی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بود. پس از انقلاب و تغییر چارچوب‌های حاکم بر سینمای ایران، ملک‌مطیعی، همچون محمدعلی فردین و بهروز وثوقی، جایی در سینمای پس از انقلاب نداشت و زمینهٔ ادامهٔ فعالیت هنری او فراهم نشد. ملک‌مطیعی، پس از انقلاب و تا زمان مرگش، در مشاغلی همچون شیرینی‌فروشی و مشاور املاک فعالیت داشت. او در سال ۱۳۹۲ در فیلم سینمایی نقش نگار ودر فیلم برزخی ها در سال ۶۱ ایفای نقش کرد.

«وقتی یک بازیگر فاسد دوران طاغوت می‌میرد، همین که مانعی برای تشییع جنازه و برگزاری مراسم معمول برای او وجود ندارد، به معنای رعایت حقوق شهروندی است اما این که عده‌ای برای مطرح کردن او به عنوان یک هنرمند تلاش کنند، ظلم به فرهنگ و هنر جامعه است.»

به گزارایسنا، روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی نوشت: «این که هر شهروند ایرانی حق حیات دارد و بعد از مرگش حق دارد عده‌ای را پای جنازه خود داشته باشد و با آداب مرسوم به خاک سپرده شود، غیر قابل انکار است. اگر کسی یا دستگاهی این حقوق را از یک شهروند – با هر مرام و سابقه و عملکردی که باشد – سلب کند، مرتکب خلاف شده است.

در کنار این حق، باید از حقوق دیگری هم گفت که مربوط به جامعه است و نادیده گرفتن آن، ظلم به آحاد مردم است.

وقتی یک بازیگر فاسد دوران طاغوت می‌میرد، همین که مانعی برای تشییع جنازه و برگزاری مراسم معمول برای او وجود ندارد، به معنای رعایت حقوق شهروندی است اما این که عده‌ای برای مطرح کردن او به عنوان یک هنرمند تلاش کنند، ظلم به فرهنگ و هنر جامعه است. آن بازیگری که پای جنازه چنین فردی می‌گوید مگر او چه کرده بود، خوب می‌داند که او از طریق سینما برای فاسد کردن آحاد مردم و تخریب فرهنگ جامعه هر چه می‌توانست انجام داد. به همین دلیل، به او اجازه ورود به سینما در دوران بعد از انقلاب داده نشد و حالا همفکرانش به جای این که از مسئولین به خاطر آزاد گذاشتنشان برای تشییع و برگزاری مراسم تشکر کنند، نباید احساس طلبکاری نمایند و درصدد بازسازی لشکر شکست خورده فرهنگ و هنر طاغوت برآیند.

از عده‌ای بازیگر بی‌اعتنا به ارزش‌ها و اصول و دور از فرهنگ و هنر واقعی، انتظاری غیر از تجلیل از یک بازیگر فاسد طاغوتی نیست ولی از رسانه ملی که از بیت‌المال تغذیه می‌کند و روزنامه‌هائی که از پستان پر شیر دستگاه‌های حکومتی تغذیه می‌شوند به ویژه از ارگان رسمی دولت توقع این نیست که با عناصر آلوده‌ای که می‌خواهند فرهنگ و هنر فاسد دوران طاغوت را برگردانند و ذائقه جامعه را تغییر دهند و ارزش‌های دینی و اخلاقی را به فراموشی بسپارند همنوا شوند و چنین عناصر فاسدی را به عنوان الگوی هنری مطرح نمایند. این همنوائی موجب می‌شود نسل کنونی تصوری غیر از آن چه واقعیت بود از بازیگران دوران طاغوت پیدا کند و این خطری است که اباحیگری مورد نظر رژیم فاسد پهلوی و اربابان فاسدترش را به جان جوانان ما تزریق می‌کند. راستی در این وانفسای مظلومیت فرهنگ و هنر و غلبه سیاست بازی بر فرهنگ، چه کسی باید به داد نسل جوان جامعه برسد؟»

 

 

منبع : ایسنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *